مشاوره و پشتیبانی : 09132626269 | 03155461706

بررسی عملکرد مالی موسسات (قسمت دوم)

ارزیابی عملکرد موسسات مالی

در مقاله قبلی در مورد اصول کار حسابداری در موسسات مطالبی را عنوان کردیم.
انواع رشته های تخصصی حسابداری عبارتند از :
حسابداری مالی، حسابداری دولتی، حسابداری صنعتی، حسابداری مدیریت، حسابداری بودجه ای، حسابداری مالیاتی، حسابرسی و حسابداری سیستم ها.

حسابداری مالی یا عمومی(Financial accounting):

این رشته زیر بنای کلیه ی رشته های حسابداری است و کاربرد آن بیشتر در موسسات خدماتی و بازرگانی می باشد. طبق این حسابداری، کلیه فعالیت های مالی موسسات در دفاتر مربوطه ثبت و در پایان دوره، گزارش های مالی تهیه می شود و اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان برون سازمانی را جهت ارائه به ایشان فراهم می آورد.

حسابداری صنعتی(Manufacturing accounting ):
این رشته در مورد چگونگی محاسبه قیمت تمام شده کلیه خدمات انجام شده یا کلیه کالا های تولید شده در هریک از مراحل تولید و در نهایت،محاسبه قیمت تمام شده هر واحد تولید به بحث می پردازد و در موسسات تولیدی شامل محاسبه و نگهداری عوامل تشکیل دهنده قیمت تمام شده از جمله مواد اولیه خام، مصرفی مستقیم، دستمزد مستقیم، هزینه های مستقیم و غیر مستقیم در تولید است.

حسابداری دولتی (Governmental accounting):
حسابداری دولتی سیستمی است که اطلاعات مالی مربوط به فعالیت های مالی سازمان های دولتی را به منظور تخصیص منابع مالی آن ها به برنامه ها و عملیات مختلف و اخذ تصمیمات صحیح و مناسب جمع آوری و گزارش می کند و عموما شامل ثبت, نگهداری و گزارش های اطلاعات مربوط به هزینه ها و درآمد های دولت است که قبلا بودجه آن مورد تصویب قرار گرفته و اعتبارات لازم برای مصرف کردن آن ها تامین شده است.

حسابداری مدیریت (Management accounting):
موضوع این رشته مجموعه خدماتی است که به عنوان ابزاری برای مدیریت در ارتباط با برنامه ریزی و کنترل فعالیت ها و ارزیابی عملیات موسسه تلقی می شود.

حسابداری مالیاتی (Tax accounting):
از آن جایی که یکی از بزرگ ترین منابع درآمدی دولت، درآمد های مالیاتی است، بنابراین چگونگی تعیین میزان مالیات بر درآمد موسسات و افراد با توجه به قوانین و مقررات مالیاتی، موضوع حسابداری مالیاتی را شامل می شود.

حسابداری بودجه ای (Budgeting accounting):
موضوع این رشته چگونگی تهیه و تنظیم بودجه برای دوره مالی مورد نظر و مقایسه بودجه تنظیم شده (پیش بینی درآمدها و هزینه های دوره مالی مورد نظر) با نتایج واقعی عملیات مالی است. در واقع این رشته از حسابداری کنترل دریافت ها و پرداخت های از پیش تعیین شده را با استفاده از تکنیک ها و جزییات مربوط به بودجه بندی به عمل می آورد و انحرافات موجود را ارایه می دهد.

حسابداری سیستم ها (Systems accounting):
موضوع این رشته برسی و ارایه یک سیستم حسابداری مناسب برای هر موسسه است.با وجود این که اصول کلی حسابداری در همه موسسات مشابه است , اما به دلیل گستردگی و نوع فعالیت ,استفاده از فرم ها,دفاتر و صورت های مالی خاصی را ایجاب می کند.
بنابر این با توجه به توضیح، لازم است هر موسسه، سیستم حسابداری خاص و متناسب با نوع فعالیت های خود را تنظیم نماید. سیستم اطلاعاتی که اطلاعات مالی مورد نیاز را فراهم آورد سیستم حسابداری نامیده می شود.

حسابرسی (Audit):
موضوع این رشته برسی و رسیدگی به اسناد، مدارک حسابداری، دفاتر و گزارش های مالی یک موسسه و هم چنین اظهارنظر نسبت به قابل اعتماد بودن آن و صحت و سقم اطلاعات صورت های مالی است.
حسابرس فردی است که به طور مستقل از واحد تجاری یا از داخل واحد تجاری، صورت های مالی واحد تجاری را مورد برسی قرار می دهد و میزان قابلیت اتکای این صورت های مالی را به سرمایه گذاران، بستانکاران و سایر افراد ذی نفع اطلاع می دهد و در واقع ,عمل رسیدگی و ممیزی را حسابرسی می گویند و به فردی که این عمل را انجام می دهد حسابرس می گویند.

مفاهیم عمومی حسابداری
دانش حسابداری بر مفاهیم و اصول منطقی استوار است که مطالعه حسابداری و کار در این رشته مستلزم آگاهی و تسلط بر این مفاهیم و قواعد می باشد.
هدف از تدوین اصول پذیرفته شده حسابداری، ایجاد سیستمی یکنواخت برای پردازش اطلاعات مالی و تهیه و ارایه گزارش های مالی مفید برای تصمیم گیری های مختلف است.
مفاهیم عمومی حسابداری به چهار طبقه اصلی زیر تقسیم می شود:
- فرضیات مبنا یا مفاهیم بنیادی حسابداری
- اصول عمومی حسابداری
- قیود یا میثاق های تعدیل کننده (اصول محدود کننده حسابداری)
- رویه های حسابداری یا استانداردهای حسابداری
- هر یک از موارد فوق، طبقه بندی خاص خود را دارد که در این کتاب فقط به توضیح برخی از آن ها اکتفا می شود.

فرضیات مبنا یا مفاهیم بنیادی حسابداری
- فرض تفکیک شخصیت
- فرض اندازه گیری بر حسب واحد پول
- فرض تداوم فعالیت
- فرض دوره مالی
- فرض تعهدی

اصول عمومی حسابداری
- اصل بهای تمام شده
- اصل تحقق درآمد
- اصل تطابق درآمد و هزینه
- اصل افشای حقایق

قیود یا میثاق های تعدیل کننده (اصول محدودکننده حسابداری)
- اصل عینیت
- اصل ثبات رویه (رعایت یکنواختی)
- اصل اهمیت نسبی
- اصل احتیاط (محافظه کاری)

رویه های حسابداری یا استاندارد های حسابداری
مبنای حسابداری عبارت از روش هایی است که چگونگی به کارگیری و استفاده از مفاهیم اساسی حسابداری را در تهیه و تنظیم صورت های مالی مشخص می کند که به آن روش یا رویه حسابداری نیز گفته می شود.
این روش ها یا رویه های حسابداری عموما توسط واحد تجاری انتخاب و به طور مستمر و یکنواخت عمل و به کار
گرفته می شود.

فرض تفکیک شخصیت
یکی از اساسی ترین فرضیات حسابداری این است که در راستای اهداف حسابداری و گزارش های مالی، هر موسسه دارای شخصیتی مجزا از صاحب یا صاحبان خود است و می تواند مستقل از آن ها معاملاتی را انجام دهد.
با توجه به این فرض، برای هر موسسه (شخصیت حقوقی),جدا و مستقل از مالک یا مالکان (شخصیت حقیقی) آن، شخصیت حسابداری قایل هستیم.
به طور مثال اگر صاحب موسسه، مبلغی را بابت صورت حساب آب و برق موسسه یا همان مخارج را برای منزل خود بپردازد، این دو باید از یکدیگر تفکیک و در حساب های جداگانه ای نگهداری شوند.

فرض اندازه گیری بر حسب واحد پول
از آن جا که پول وسیله مبادله و مقیاس مشترکی برای اندازه گیری ارزش کلیه مبادلات اقتصادی است,«در حسابداری نیز کلیه عملیات مالی بر حسب واحد پول (به عنوان مقیاس مشترک اندازه گیری)رایج هر کشور,ثبت و گزارش می شود».به طور مثال اگر برای مؤسسه دو عدد میز (اثاثه) به مبلغ 100000 ریال خریداری شود ,در دفاتر حسابداری دو عدد میز را ثبت نمی کنیم,بلکه اثاثه خریداری شده را بر حسب مبلغ 100000 ریال ثبت می کنیم. باید توجه داشت که در هر کشوری معاملات حسابداری بر اساس واحد پول رایج آن کشور ثبت می شود به عنوان مثال پول رایج در ایران , ریال است.

فرض تداوم فعالیت
با توجه به این فرض , هر مؤسسه برای مدتی نامحدود تشکیل و فرض می شود. یا به عبارت دیگر مؤسسه ای که در گذشته شروع به کار کرده و در حال حاضر به فعالیت خود ادامه میدهد،در آینده نزدیک قصد انحلال آن را ندارد، البته منظور از این فرض، دوام یک مؤسه برای همیشه نیست بلکه فرض می شود که پایانی بر فعالیت های مؤسسه وجود ندارد.

فرض دوره مالی
در فرض تداوم فعالیت،اشاره شد که عمر مؤسسات نامحدود فرض می شود ولی برای این که اطلاعاتی نسبتا دقیق درباره وضعیت مالی یک مؤسسه داشته باشیم باید عمر آن را به دوره های زمانی کوتاه و مساوی تقسیم کنیم».به طور معمول ،طول دوره مالی می تواند یک ماه،سه ماه،شش ماه یا یک سال باشد و هر یک از این دوره ها را یک دوره حسابداری نیز می نامند. معمولا دوره مالی را در ایران یک سال شمسی در نظر می گیرند که به آن،سال مالی گفته می شود.

فرض تعهدی
در برخی از معاملات،بین زمان معامله و زمان دریافت ها و پرداخت های نقدی فاصله جود دارد . حال این سؤال پیش می آید که آیا باید این معامله،در زمان وقوع ان به ثبت برسد یا در زمان دریافت یا پرداخت وجه نقد ؟ به طور مثال،جنسی را خریداری کرده با فروشنده آن توافق می کنیم و مدتی بعد وجه آن را پرداخت می کنیم .
(بر طبق فرض تهدی، معاملات یا عملیات مالی در زمان وقوع،اعم از آن که وجهی بابت آن دریافت یا پرداخت شده یا نشده باشد،در حساب ها ثبت می شود)یعنی درآمد ها در زمانی که خدمتی یا کالایی ارایه شده است. تحقق می یابد و هزینه ها نیز در زمانی که خدمت یا کالایی دریافت کرده ایم ،به وقوع می پیوندد. بدون در نظر گرفتن زمان دریافت و یا پرداخت وجه آن ها،باید در حساب ها ثبت و در صورت های مالی همان دوره گزارش شوند. به عبارت ساده تر،این فرض مبتنی بر این است که معاملات تجاری بدون توجه به پرداخت یا دریافت وجه آن ها ،هر زمان اتفاق بیفتد،ثبت می شود.

اصل بهای تمام شده
«منظور از بهای تمام شده،همان قیمت تحقق یافته در معاملات است که مبنای ثبت اطلاعات وتهیه گزارش های مالی قرار می گیرد و اصطلاحا آن را بهای تمام شده یا ارزش تاریخی می نامند».
یعنی تمام اقلام دارایی، بدهی، درآمدو...باید به قیمت نقدی که در تاریخ معامله تحقق یافته و در مدارک حسابداری ثبت شده است نشان داده شوند.
عوامل برتری بهای تمام شده یا ارزش های تاریخی نسبت به ارزش های دیگر (ارزش واقعی،ارزش جاری و ارزش جای گزینی) عبارتند از:
1- قابلیت اعتماد(اتکا): زیرا همواره با مراجعه به اسناد و مدارک اولیه معاملات ،می توان آن را تأیید کرد.
2- عادلانه است: زیرا معمولا در معاملات مناسب ترین قیمت توسط خریدار و فروشنده آگاه انتخاب می شود.این قیمت معرف ارزش عادلانه اقلام در زمان معامله است.
3- معتبر است: زیرا در این معامله، برآورد اشخاص دخالت ندارد و بر معامله واقعی مبتنی است. انتقادی که می توان به این اصل گرفت این است که در شرایط رکورد و تورم، تغییرات حاصله در قیمت اقلام مختلف را نشان نمی دهد؛ به همین علت باعث می شود تا سود و زیان ناشی از تغییرات قیمت،اندازه گیری و ثبت نشود.

اصل تحقق درآمد
بر اساس این اصل،درآمد فقط یک بار و آن هم در زمان تحقق،بدون توجه به زمان دریافت آن شناسایی و ثبت می شود. حال این سؤال مطرح می شود که درآمد در چه زمانی تحقق می یابد؟
زمانی که مبادله کالا و خدمات به طور کامل انجام پذیرفته باشد و یا فرآیند کسب درآمد بالقوه کامل شده باشد.

اصل تطابق درآمد و هزینه
طبق این اصل ،سود یا زیان مؤسسه در هر دوره مالی از طریق مقایسه درآمد های یک دوره مالی و هزینه های انجام شده برای کسب درآمد درهمان دوره اندازه گیری می شود. باید دقت داشت که طبق این اصل ،ابتدا درآمد ها و سپس هزینه های وابسته به آن شناسایی می شوند و درآمد ها و هزینه های دوره های قبل و بعد نباید در هزینه ها و درآمد های دوره جاری منظور شوند.

اصل افشای حقایق
«طبق این اصل ،صورت های مالی اساسی باید حاوی تمامی اطلاعات با اهمیت ، مربوط و به موقع باشند و این اطلاعات باید به صورت قابل فهم و کامل ارایه شوند تا استفاده کنندگان از صورت های مالی بتوانند تصمیماتی اگاهانه
اتخاذ کنند». هم چنین اطلاعات با اهمیتی که نمی توانند در متن صورت های مالی گنجانده شوند،باید در یادداشت ها و جداول همراه صورت های مالی افشا شوند .

اصل عینیت
یکی از ویژگی های کیفی اطلاعات مفید حسابداری «قابلیت اتکا» است. طبق این ویژگی حسابداران باید تا جایی که امکان دارد از شواهد و مدارک عینی و قابل اثبات در مورد رویداد ها و عملیات مالی استفاده کنند تا استفاده کنندگان بتوانند به اطلاعات گزارش شده در صورت های مالی اعتماد و اتکا داشته باشند.

اصل ثبات رویه (رعایت یکنواختی)
اگر استفاده کنندگان صورت های مالی بخواهند عملکرد سال های مختلف یک واحد تجاری را مقایسه و وضعیت آتی را پیش بینی کنند،این مقایسه تنها زمانی  امکان پذیر است که واحد تجاری در سال های مورد مقایسه ،روش های اندازه گیری مشابهی را  به کار گرفته باشد.به طور مثال اگر یک واحد تجاری برای اندازه گیری ارزش موجودی کالای خود در یک سال از روش اولین صادره از اولین وارده ((FIFO  و در سال بعد از روش اولین صادره از آخرین وارده (LIFO) استفاده کند،سود این دو سال به دلیل عدم استفاده از روش یکسان قابل مقایسه نخواهد بود (البته گاهی ممکن است تغییر رویه حسابداری با توجه به تغییرات ایجاد شده در محیط عملکرد حسابداری،جهت ارایه مطلوب تر وضعیت مالی ضرورت پیدا کند).

اصل اهمیت نسبی
یکی ازاصول محدود کننده حسابداری،اهمیت نسبی اطلاعات مالی است. به این معنا که رعایت استانداردهای حسابداری در مورد مبالغی که فاقد اهمیت هستند و تأثیری بر تصمیم گیری استفاده کنندگان  از صورت های مالی ندارند ،الزامی نیست.باید توجه داشت که اهمیت هرگز به معنای نادیده گرفتن اقلام فاقد اهمیت نیست بلکه همه رویداد ها صرف نظر از اهمیت آن ها،باید مدنظر قرار گیرند.

اصل احتیاط (محافظه کاری)
یکی دیگر از اصول محدود کننده حسابداری،محافظه کاری یا احتیاط است. به این معنا که در ارتباط با یک رویداد، بتوان هم زمان از چند روش منطبق با اصول پذیرفته شده حسابداری استفاده کرد.
«محافظه کاری ایجاب می کند که حسابدار روشی اتخاذ کند تا دارایی ها و سود به کمترین مبلغ شناسایی و ثبت شده و بالعکس هزینه ها باید به بیشترین مبلغ، شناسایی و ثبت شوند».
لازم به ذکر است که برای اندازه گیری یک رویداد از بین روش ها یا رویه های متفاوت (مورد قبول اصول حسابداری) احتیاط ایجاب می کند که آن رویه ای انتخاب شود که:
- تأثیر افزایشی کمتری بر سود (درآمد )دوره و جمع دارایی ها داشته باشد.
- تأثیر افزایشی بیشتری بر هزینه های دوره یا بدهی ها داشته باشد.
استفاده مناسب و منطقی از محافظه کاری در حسابداری می تواند از گرفتاری های احتمالی آتی سرمایه گذاران و اعتباردهندگان،که ناشی از به کارگیری رویه های بسیار خوش بینانه حسابداری است، جلوگیری کند.
در پایان می توان گفت که حسابداری زبان تجارت است و فرآیند جمع آوری اطلاعات مالی و انجام عملیاتی روی این اطلاعات،

به منظور فراهم کردن امکان قضاوت آگاهانه و اتخاذ تصمیمات منطقی، توسط استفاده کنندگان مالی می باشد و متوجه شدیم که مفاهیم عمومی حسابداری به چهار طبقه اصلی فرضیات حسابداری، اصول عمومی حسابداری، اصول محدود کننده و رویه های حسابداری تقسیم می شوند.

نـظـرات کاربران
دیگر مطالب کاربردی
•  مزیت استفاده از نرم افزار حسابداری
•  مالیات بر ارزش افزوده چیست؟
•  شرایط بازار کار رشته حسابداری و مالی چگونه است؟
•  خدمات حسابداری پیمانکاری
•  اهمیت حسابداری برای شرکت های کوچک
حسابداری
خرید نرم افزارهای حسابداری